love love







love

love

عکس های جالبی از الناز شاکر دوست

عکس های جالبی از الناز شاکر دوست
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost1.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost2.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost3.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost4.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost5.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost6.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost7.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost8.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost9.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost10.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost11.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost12.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost13.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost14.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost15.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost16.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost17.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost18.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost19.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost20.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost21.jpg
http://img.pixfa.net/February/20100206-ELnaz-ShakerDoost22.jpg

+ نوشته شده در 16 اسفند 1388ساعت 09:36 AM توسط love دیدگاه ها (0)

قلب سوخته آسمان

قلب سوخته آسمان

  


در این آسمان پر ستاره ، یکی از  ستاره ها در آسمان نیست!

سپیده می آید اما خبری از رنگ آبی آسمان نیست!

خورشید در قلب آسمان نشسته و میسوزاند قلبش را ...

چه بی رحمانه میسوزاند قلب  آسمان را ....

غروب که می آید ما قلب سوخته ی آسمان را میبینیم

می بینیم که آسمان دیگر آبی نیست ، سرتاسر سرخ است و دلگیر...

دلتنگ فردا نیستم ، فردا که میرسد دلتنگیهایم بیشتر میشود...

حال آسمان خوب نیست ، دیگر غروب برایم زیبا نیست ،

 دلم برای آسمان میسوزد، آسمان هم دلش برایم سوخته و 

باز در غم من نشسته است!

شعری بدون قافیه ، تشبیه نمیکنم خورشید را به قلب آسمان ،

 زیرا خورشید قلب آسمان است ،

ماهی که شبها در آسمان می آید بهانه است!

بهانه ای برای تسکین دلها ، برای اینکه دلی برای آسمان نسوزد ،

یک بار هم آسمان را مهتابی ببینیم و چشمی به حالش نگرید!

در آین آسمان بی ستاره ، یکی از ستاره ها در آسمان مانده ،

ستاره ها همه خوابند، اما این ستاره به عشق دیدن آسمان بیدار مانده... 

+ نوشته شده در 16 اسفند 1388ساعت 09:32 AM توسط love دیدگاه ها (0)

.:: مرگ سلول‌های سرطانی با عصاره پوست پرتقال ::.

.:: مرگ سلول‌های سرطانی با عصاره پوست پرتقال ::.
محققان دریافته اند عصاره پوست پرتقال منجر به مرگ از پیش برنامه‌ریزی شده سلول‌های سرطان پستان می‌شود. نتایج مطالعه‌ای كه توسط سرگن و همكارانش انجام شد، نشان می‌دهد كه پوست پرتقال تازه حاوی موادی به نام فلاونوتیملا است كه اثرات ضدسرطان خود را از این طریق بروز می‌دهد. پوست پرتقال تازه حاوی فلاونوئیدها بخصوص پلی متوكسی فلاون‌ها است كه این مواد دارای اثر ضدتكثیر (آنتی پرولیفراتیو) و محرك آپوپتوز در سلول‌های سرطانی هستند.
براساس این مطالعه كه به روش‌های مولكولی روی فلاونوئیدهای استخراج شده از عصاره پوست پرتقال و سلول‌های سرطانی (سرطان پستان) انجام شد، مشخص شد كه این تركیبات با افزایش كلسیم داخل سلول می‌توانند باعث تحریك مرگ از پیش برنامه‌ریزی شده در سلول‌های سرطانی شوند كه این امر كاهش حجم توده و افزایش امكان بهبود در این بیماران را موجب می‌شود.
 

+ نوشته شده در 16 اسفند 1388ساعت 09:29 AM توسط love دیدگاه ها (0)

مجموعه اس ام اس های خنده دار و سرکاری جدید

مجموعه اس ام اس های خنده دار و سرکاری جدید

جمله جدید برای سر سفره عقد : عروس رفته خوشه بچینه!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پزشکان اصطلاحاتی دارند
که ما نمی فهمیم
ما درد هایی داریم که آنها نمی فهمند
نفهمی بد دردی است
خوش به حال دامپزشکان
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تا حالا شده فک کنی که اگه
عمر نوح
صبر ایوب
خشم بروسلی
هیکل آرنولد
مغز انیشتین
جذبه ی هیتلر
پول بیل گیتس
و تبحر من در سرکار گذاشتن
رو داشتی چی می شد ؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دعای خیر جدید :
الهی خوشه یکی بشی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
غضنفر ميره خواستگاري بهش ميگن چيكاره اي؟
ميگه والله بيكارم ولي تو خوشه یک جا دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگه یه روز دیدی همه جا سفید شده ,
احساس خفگی می کنی ,
صدایی نمی شنوی
نگران نشو , زنده ای
فقط سرت توی توالت فرنگی گیر کرده
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یارو كارت عابر خودشو میندازه تو ضریح امام رضا میگه یا امام رضا حاجتمو بده تا من رمزشو بگم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
يک شاخه گل از بهار قالی بفرست
از باغ و بهار شور و حالی بفرست
از بی خبری خسته شدم درکم کن
,یک نامه که نه اس ام اس خالی بفرست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میدونی CNN مخفف چيه؟.
.
.
.
كانون/ نَرانِ /ناكام
راستي
پيشنهاد ميكنم همين الان بري عضو اين كانون بشي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همه شب فکرم این است و همه شب سخنم !
.
گر روم دیر به منزل ، چه بگویم به زنم !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر کردی مرا روزی فراموش
.
سرت را می کنم در دیگ آبگوشت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
احساس تو نسبت به من از نظر عشق کدامیک از گزینه های زیر است ؟
الف ) گزینه ب
ب ) گزینه ج
ج ) گزینه د
د ) میمیرم برات !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نگاهت مهربونه نازنینم / ابروهات کمونه نازنینم
بکش بالا که بردی آبرومو / دماغت آویزونه نازنینم !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سلام ، خوبی ؟ دشمنان دارن دانشمند های کشور رو ترور میکنن !
.
شاید این آخرین پیامم باشه ! حلالم کن !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سلام , خوبی ؟
.
مامانت خونه س ؟
.
.
.
مامانم با مامانت کار داره !
( ستاد شاد سازی دختران دم بخت! )
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نگاهت مهربونه نازنینم / ابروهات کمونه نازنینم
بکش بالا که بردی آبرومو / دماغت آویزونه نازنینم !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 

+ نوشته شده در 16 اسفند 1388ساعت 09:26 AM توسط love دیدگاه ها (0)

.:: فشارخونی‌ها روغن زیتون مصرف كنند ::.

.:: فشارخونی‌ها روغن زیتون مصرف كنند ::.
روغن زیتون باعث پایین آمدن فشار خون و كلسترول خون می‌شود و از بروز بیماری‌های قلبی پیشگیری می‌كند.
یک متخصص تغذیه گفت: زیتون رسیده از نظر طب قدیم گرم است و روغن زیتون گرم و خشك است. روغن زیتون نرم‌كننده و صفرابر است و خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را كاهش می‌دهد و مصرف روزانه زیتون از امراض قلبی و سرطان جلوگیری می‌كند. روغن زیتون حاوی میزان زیادی آنتی‌اكسیدان است و از سرطان سینه و سرطان كولون جلوگیری می‌كند. روغن زیتون برای مصرف در سالاد و بسیاری از غذاهای آماده به‌ صورت خام قابل مصرف و بسیار مفید است.
برای طبخ انواع مختلف غذاها می‌توان از روغن زیتون و با استفاده از حرارت كم و با صرف وقت و مدت زمان بیشتر (برای حفظ خواص مفید آن) استفاده كرد. برگ زیتون كاهش‌دهنده فشار خون، قندخون، ضداسپاسم، آنتی‌اكسیدان، ضدقارچ، گشادكننده عروق خونی، كاهش‌دهنده كلسترول بد، ضدتب، قابض، ضدباكتری، صفرابر، ادرارآور و برای افراد دیابتی بسیار مناسب است. زیتون مسهل ضعیف و نرم‌كننده مسیر گوارشی است و برای یبوست مفید است و همچنین ضدچسبندگی پلاكت‌ها و محافظ قلب است.
 

+ نوشته شده در 16 اسفند 1388ساعت 09:20 AM توسط love دیدگاه ها (0)

عشق...

عشق...

 

 

 

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را پرسیدند.

پیرمرد گفت....

زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد!

پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می‌دانم او چه کسی است...!

+ نوشته شده در 16 اسفند 1388ساعت 09:13 AM توسط love دیدگاه ها (0)

آهنگ جدید ، شاد و فوق العاده زیبای اشکین 0098

آهنگ جدید ، شاد و فوق العاده زیبای اشکین 0098

و امیر شهیار به نام دوست دارم عاشق بشم

 

 


Right Click & Save Target As

+ نوشته شده در 16 اسفند 1388ساعت 09:12 AM توسط love دیدگاه ها (0)

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای سعید کرمانی به همراه هومن رجبی به نام من نباشم

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای سعید کرمانی به همراه هومن رجبی به نام من نباشم

 

Mp3 128

+ نوشته شده در 16 اسفند 1388ساعت 09:10 AM توسط love دیدگاه ها (0)

\"سياستمدار\"

"سياستمدار"

کشيشى يک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسيده بود که فکرى در مورد شغل آينده‌اش بکند . پسر هم مثل تقريباً بقيه هم‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چيزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت .
يک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد : يک کتاب مقدس، يک سکه طلا و يک بطرى مشروب .
کشيش پيش خود گفت : « من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد . آنگاه خواهم ديد کداميک از اين سه چيز را از روى ميز بر می‌دارد .»
اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که مثل خودم کشيش خواهد شد که اين خيلى عاليست . اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست . امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد .
مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت . در خانه را باز کرد و در حالى که سوت می‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و يک راست راهى اتاقش شد . کيفش را روى تخت انداخت و در حالى که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد . با کنجکاوى به ميز نزديک شد و آن‌ها را از نظر گذراند .
کارى که نهايتاً کرد اين بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد . سکه طلا را توى جيبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و يک جرعه بزرگ از آن خورد.
کشيش که از پشت در ناظر اين ماجرا بود زير لب گفت : « خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سياستمدار خواهد شد ! »

+ نوشته شده در 16 اسفند 1388ساعت 09:08 AM توسط love دیدگاه ها (0)

\"مرغ عشق (قسمت آخر)\"

"مرغ عشق (قسمت آخر)" با دوستانمان قفس تازه را به اتاق پذيرايي برديم و جلو قفس آنها گذاشتيم توي اين قفس دو مرغ عشق زيبا بودند كه از شادي الم شنگه اي راه انداخته بودند. اين دانه اي بر مي داشت و وسط منقار آن يكي مي گذاشت، و آن يكي قطره آبي ميان شكاف نكش مي گرفت و در ميان شكاف نك ديگري مي ريخت. مرغ ها با هم آواز مي خواندند و در تكرار ملودي ها، نظم زيباي خاصي را رعايت مي كردند. اگر آن دو مرغ قديمي نبودند فكر مي كرديم كه همه آن اتفاقات كابوسي بيش نبودند چون مرغ ها عين آن قديمي ها بودند. اين مرغ ها گذشته آن دو مرغ بودند. زنم با چهره باز رو به پسرش كرد و خندان گفت: «مي بيني مامان چقدر قشنگ مي خونن؟« پسرم شانه پراند انگار برايش مهم نبود «شايد اگر گوشت بخورم ديگه اين جور رمانتيك نخونن« پسرم بار ديگر با لجاجت گفت: «اين حرف از نظر علمي چرته.« هيچ كدام ما محل نگذاشتيم. به آواز پرنده ها گوش مي داديم. اما ديديم كه دارد يك اتفاق عجيب مي افتد. وسط آواز خواني مرغ هاي عشق جديد دو مرغ عشق قديمي همان صداهاي زمخت زشت را از گلو در مي آورند، همان صداي ساكسيفوني كه لوله اش پر از تف است. صداها هر لحظه بلندتر مي شدند. حالت آنها جوري بود كه ما ديگر از آن نفرت نداشتيم. دلمان براي آنها، براي آنهايي كه نمي دانستيم چه اسم تازه اي برايشان انتخاب كنيم مي سوخت. چشم هاي زنم پر از اشك شده بود: «بيچاره ها« حتي دهان پسرم از تعجب باز مانده بود. ناله ها بلندتر و بلندتر مي شد كم كم صداشان داشت مي گرفت. اما همگي، من و زنم، و پسرمان، و دوستانمان، يك كلمه تشخيص مي داديم. يك كلمه قابل درك در زبان انساني. انگار پرنده ها داشتند يك كلمه را تكرار مي كردند. «چرا؟، چرا؟، چرا؟« اين بود. همين كلمه بود كه همه ما تشخيص داده بوديم. زنم و زن دوستم به گريه افتاده بودند. من و دوستم غمگين ايستاده بوديم و به گلوهاي ورم كرده و بي پر اما چاق و زشت پرنده ها نگاه مي كرديم. پسرم حالت حيرت زده اي را پيدا كرده بود. وسط آواز آن دو مرغ زيباي تازه، اينها هي ناليدند. تازه ها مي خواندند و قديمي ها مي ناليدند: «چرا؟ چرا؟، چرا» و با صداي زشت گرفته كه اينك نه نفرت، كه ترحم بر مي انگيخت، هي ناليدند، هي ناليدند، تا اينكه خسته شدند و در سكوت شروع كردند به نفس نفس زدن. * * * نويسنده در داستان حضور دارد و توضيحي ساده از ماجرايي واقعي ارائه مي كند. او قصد القاي مفهومي تمثيلي را ندارد. بلكه با رئاليستي گزارشي نوعي مستند نگاري. داستان دو مرغ عشق را مي گويد كه تغيير هويت مي دهند. انگار همه چيز در سطح ساختار داستان مي گذرد نويسنده تعمد دارد كه از توصيف يك ماجراي خانوادگي فراتر نرود ـ و با برداشتن مرز داستان و واقعيت، بر حقيقت نمايي اثر بيفزايد ـ اما ضمن بازگويي تغيير تدريجي مرغ ها، معناي متفاوتي سر بر مي كشد كه به داستان توجهي كتابي مي بخشد و چهره پنهان آن را جلوه گر مي كند. توفيق نويسنده ناشي از ساخت صحنه اي نمايشي براي ارائه عيني و بي طرفانه حادثه است. مي توان تغيير شكل و رفتار مرغ ها را نشانه اي از وضعيت پسر خانواده و راهي براي جلب توجه خواننده به اختلاف تربيتي ـ فرهنگي پديد آمده بين نسل اول و نسل دوم مهاجران دانست. در مكالمه مادر و پسر، جلوه اي از رابطه خصمانه مرغ ها ديده مي شود، و يا جايي نويسنده پسر را به پرنده تشبيه مي كند. «مثل آن موقع ها كه اين بچه ما هنوز كوچك بود و به زيبايي يك پرنده بود.«اما حالا تبديل به كابوس پدر و مادر شده است. اما باز گويي ماجرا، همچنين سبب تغييري دروني در نويسنده و همسرش و دوستان آنها مي شود؛ پرده اي را از جلو چشمانشان كنار مي زند و ذهنشان را به خود مشغول مي كند. وقتي در پايان داستان مرغ هاي دقت آوري كه ديگر مرغ عشق نيستند، ناله سر مي دهند، لايه ديگري از امكانات داستان گشوده مي شود تا مسئله هويت باختگي به غربت پرتاب شدگان را مطرح كند

+ نوشته شده در 16 اسفند 1388ساعت 09:05 AM توسط love دیدگاه ها (0)